دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز
درک دنیای کوچک کودکان/ از زبان فاطمه شهپری روانشناس بالینی
والدین و مربیان همواره با چالشهای ارتباطی با کودکان روبهرو هستند، چالشهایی که اغلب ریشه در تفاوتهای رشدی میان دنیای بزرگسالان و کودکان دارد؛ در زمینه افزایش دانش سلامت روان خانوادهها، فاطمه شهپری، روانشناس بالینی دانشکده پزشکی، به بررسی اصول روانشناختی تعامل با کودکان و مدیریت رفتارهای آنان پرداخته است.

به گزارش روابط عمومی دانشکده پزشکی، فاطمه شهپری با اشاره به تفاوت بنیادین در ساختار فکری گفت: بزرگسالان تصمیمات خود را بر پایه منطق و تجربه بنا میکنند، در حالی که کودکان عمدتاً بر اساس احساس و تکانهها عمل میکنند؛ بنابراین، گریه، جابجایی وسایل یا عدم پاسخدهی کودک، لزوماً به معنای بیاحترامی نیست؛ بلکه نشاندهنده این است که کودک هنوز ابزارهای شناختی لازم برای مدیریت پیچیده احساسات و منطق را به طور کامل در اختیار ندارد.
این روانشناس برای بهبود کیفیت تعاملات با کودکان، اولویتدهی به احساسات کودکان را از اصول راهبردی رفتار با کودکان عنوان کرد و افزود: در لحظات طوفانی خشم یا ترس، تلاش برای استدلال منطقی بیفایده است. جملاتی نظیر «بچه نباش!» تنها اضطراب کودک را تشدید میکند. رویکرد صحیح، «تأیید احساس» است؛ ابتدا به کودک نشان دهید که حال او را درک میکنید، به طور مثال بیان اینکه میبینم که از این وضعیت خستهای؛ پس از آرام شدن کودک، ظرفیت پذیرش منطق ایجاد میشود.
او در خصوص بهینهسازی زبان بدن ادامه داد: کودکان بهشدت نسبت به انرژی غیرکلامی حساساند. برای برقراری ارتباطی امن بایست با خم شدن یا نشستن، ارتفاع خود را با کودک برابر کنید تا احساس تهدید ناشی از نگاهِ از بالا به پایین از بین برود. همچنین صدای بلند، تند یا تحکمآمیز، در مغز کودک به عنوان سیگنالِ خطر پردازش میشود. استفاده از صدایی آرام، شمرده و با اعتمادبهنفس، امنیت روانی ایجاد میکند.
شهپری ادامه داد: مغز کودک در برابر جملات منفی یا شرطیهای پیچیده دچار سردرگمی میشود. به جای جملات منعکننده مانند نمیتوانی اینجا بدوی، از جملات دستوری مثبت استفاده کنید مانند لطفاً اینجا آرام راه برو. همچنین، دستورات را ساده و کوتاه نگه دارید؛ برای مثال، کتاب را در قفسه بگذار بسیار مؤثرتر از جملات شرطیِ طولانی است.
او با اشاره به اینکه بسیاری از رفتارهای چالشبرانگیز، پیامد خستگی یا بیحوصلگی کودک است، افزود: پیشبینی نیازهای او و درک واقعیتِ احساسیاش، کلید آرامش است. به جای سرکوب احساسات با جملاتی مثل چیزی نیست، به او اطمینان دهید که میبینم که ناراحتی، من اینجا هستم تا کمکت کنم.
این روانشناس بالینی در ادامه عنوان کرد: کودکان در محیطهای پیشبینیپذیر احساس امنیت بیشتری دارند. قبل از تغییر وضعیت مانند پایان بازی، به آنها هشدار دهید که به طور مثال ۵ دقیقه دیگر بازی تمام میشود. همچنین، اگر محیطی مانند شلوغی یا صدای زیاد باعث آشفتگی کودک شده است، با کاهش محرکهای محیطی به او کمک کنید تا دوباره به تعادل روانی بازگردد.
در پایان فاطمه شهپری تأکید کرد: هدف ما در این مدل تعاملی، تغییر ذاتِ کودک یا تحمیلِ اجباریِ قوانین نیست؛ بلکه هدف، ایجاد یک پلِ ارتباطی است که کودک در آن احساس امنیت و دیده شدن کند. با تغییر روش ارتباطی ما، بستری برای رشد سالم روانی کودک فراهم میشود.
پایان خبر
نظر دهید